تبليغاتX
. - زندگینامه شهید محمد رستمی (شهیدنامه)

.

وابسته به کانون فرهنگی شهدا ، مسجد حضرت ابوالفضل (ع) شهر ریز،استان بوشهر

زندگینامه شهید محمد رستمی (شهیدنامه)

 

شهید رستمی

زندگینامه

 

سال ها بود که ایثارگری ،حماسه و نبرد در قاموس زندگی جاری مان معنای ملموس و حقیقی نداشت و آنچه را که درک می کردیم و از پایداری ایرانیان به یاد داشتیم در در دل کتاب ها و دستنوشته ها خفته بود که شاهنامه را ستاره پرفروغ آن می شناختیم.شروع جنگ و دفاع غیرتمردانه و شرافتمندانه ملت ایران بار دیگر شور حماسه و تعصب و غیرت را از دل کتاب ها بیرون کشید و آنرا در زندگی روزمره و باور عینی تک تک افراد جامعه جاری ساخت .روزی که داشت آرام آرم حدیث غیرت و استقامت ایرانی بودن رنگ می باخت شهیدان با خون و رزمندگان با ایثار و جانبازی سرفصل دیگری از غیرت، ایمان و میهن دوستی را برای جهانیان آغاز کردند و با زبان حماسه و ایثار سرودند.

قلم از توصیه آنچه که شهیدان خلق کردند و رزمندگان به نمایش گذاشتند عاجز است شهید محمد رستمی جوان برومندی که عشق کربلایی جوان ایرانی را ترسیم کرد از آن دسته شهیدانی است که می دانستند زنده بودن یاد عاشورا و حدیث سرخ کربلا خون می خواهد.شاید در سال 1344 که شهید رستمی پا به عرصه گیتی وجود گذاشت این سرنوشت سرخ با حیاتش رقم خورده بود که قطعا هم چنین بوده است.او آمده که روزگار را تا سرآغاز فصل شهادتشدر پرورش جسم و روح بگذارند و مسیر آسمانی را در زندگی زمینی ترسیم نمایند.گرچه در نظر ما زندگی آن بزرگواران تکرار گذشت عمر نیست ولی فارغ از برداشت و دیدگاه ما ایشان مشق شهادت را با خداوند تمرین می کنند و در مسیری درست و برگزیده هدایت می شوند و اینگونه است که امروز می شنویم آنان مردانی آسمانی بودند و دیدگاهشان غیر از ما بود که در زنجیر تفکرات مادی و زمینی گرفتاریم.

شهید محمد رستمی هم تحصیل دانش را در کلاس های آموزگاران آزمود تا در درک و شناخت مسیرش او را یاری دهد و هم تلاش و کوشش را در کنار پدر تجربه کرد تا روح آسمانیش مقاومت و پایداری در برابر مشکلات را آزموده باشد.او تن پروری و آسایش را نمی خواست تا از جسارت و جراتش در میدان مبارزه بکاهد و به این علت بود که پا به پای پدر در رفع مشکلات مادی خانواده می کوشید.او کار و تلاش و کوشش را با مهربانی و شفقت در هم آمیخته بود تا معنای انسان کامل را بهتر تفسیر کند.دیدار با دوستان و آشنایان و ملاقات با بیماران که از خصایص اولیاء خداست او را آرام می کرد و اینگونه بود که در هر جا و مکانی مورد تعریف و تمجید قرار می گرفت.احترام به پدر و مادر و دیگران،صبر و حوصله و شکیبایی،سفارش بر تهذیب نفس و تاکید بر انجام واجبات و رعایت عفت فاطمی در جوانی که شور و هیجان این مقطع سنی است آسمانی بودن او را بیشتر نمایان می کرد.او می دانست و صدایی آشنا او را می خواند تا بر عهدی که در ازل به شوق دیدار بسته بود وفادار بماند.او سختی و مشقت روزگاررا به امید آسایش رضوان یار و تشنگی و خستگی زمانه را بو شوق زمزم دوست بر جان می خرید و بر آن خشنود بود.برای دیدار بی قرار بود و به شوق آن هر روز و شب حضرت دوست را صدا می کرد.صوت دل نشین قرآن و دعاهایش که در مساجد بگوش می رسید و مردمان را به مهمانی خدا دعوت می کرد و اخلاص و صمیمیتی که در ادای نمازهایش می دیدیم همه و همه به نوعی آمادگی پرواز ملکوتی او را گوشزد می کرد.

سرانجام آن صدایی که او را می خواند از دهان پیر فرزانه جمران که در خط سرخ حسینی گام برمی داشت به گوش می رسید.شهید محمد رستمی مشتاقانه به این ندا لبیک گفت و در اوایل ماه مبارک رمضان سال 61 مجروح گردید تا با نثار اندکی خون گام اول را در وفاداری به عهد ازلی خود برداشته باشد.جرات و جسارتش در میدان مبارزه و آمادگی داوطلبانه او بی صبری او را برای رسیدن به کوثر دوست آشکار میکرد با آنکه تنها 18 بهار از عمر باعزتش می گذشت کوهی از شکیبایی و استقامت بود.سرانجام در سال 1361 در عملیات رمضان و در جبهه کوشک به دیدار معشوق شتافت تا در حریم امن الهی اش آرام گیرد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 20:28  توسط خادم الزهرا  |