نخلی به نام علی
نخلی به نام علی

در حرم امامزاده سید حسن (ع) در مهران ، چشمانت به نخل هایی گره می خورد که هنوز زخم دوران جنگ را بر سینه دارند . درست روبروی در ورودی امامزاده ، یکی از نخل ها ، هر بیننده ای را شگفت زده می کند . نخلی با ترکش های ریز و درشت ، و ترکشی بزرگ که سینه ی آن را شکافته و از آن سو بیرون زده است و این مبین اوج استواری و پایداری است .
چند متر آن طرف تر ، نخل دیگری آرمیده است که در دوران دفاع مبارک ، فرمانده گردان 503 شهید بهشتی لشکر 11 امیرالمومنین (ع) بود .
شهید علی غیوری زاده ، در سال 1332 در بخش ملکشاهی ،استان ایلام به دنیا آمد. وی اوایل جنگ به عنوان عضوی از بسیج راهی جبهه شد و در سا ل 1359 به عضویت رسمی سپاه در آمد.
علی ، روستایی ساده و بی آلایشی بود که سال های پر رنج دوران ستم شاهی به او اجازه ی مدرسه رفتن نداد ولی دستانی سترگ و قوی داشت که حکایت از کارهای طاقت فرسا در طول عمرش می کرد ، دستانی که گرچه زمخت و زبر بود اما کبوتران در قنوتش آرام می گرفتند و گلبرگ های گل سرخ در میان آن ، از طوفان حوادث در امان می ماندند .
فارسی را به سختی بیان می کرد . وقتی در حال توجیح گردان بود ، از هر ده کلمه ، پنج تای آن را ، به لهجه ی طایفه غیور ملکشاهی می گفت .
در بیان شجاعت و جسارتش همین بس که در عملیات ها پیشاپیش نیرو هایش به دل دشمن می زد . بارها مجروح شد اما در والفجر 9 در دره لری مریوان شدت مجروحیتش به حد بالایی رسید.هر جا عملیاتی می شد علی حضور داشت .او یا در کسوت فرمانده ، یا همراه قناسه اش دشمنان را شکار می کرد.
در عملیات کربلای 10 روی ارتفاع با لوکاوه رفته بود آن روز جنگ غیوری ، با هلیکوپتر های عراقی با آرپی جی 7 دیدنی بود .
درعملیاتهای والفجر 3،والفجر 5، والفجر 9، والفجر 10 ،کربلای 1 ،کربلای 4 ،کربلای 10 ،نصر 4 ،نصر 8،با مسئولیت های مختلف حضوری فعال داشت.
در عملیات ماووت عراق ، فرمانده گردان بود،او قله سوق الجیشی دو قلو را تحویل گرفت.
درعملیاتهای والفجر 3،والفجر 5، والفجر 9، والفجر 10 ،کربلای 1 ،کربلای 4 ،کربلای 10 ،نصر 4 ،نصر 8،با مسئولیت های مختلف حضوری فعال داشت.
اواخر جنگ ، در 29 خرداد 67 ، عراق پاتک سنگینی به مهران زد .علی ، با آرامش تمام پشت خاکریزی سنگر گرفت . بی سیم را کنار خود گذاشت و تمام خشاب هایش را پر از فشنگ کرد . تکه ای طناب و سیم مخابراتی پیدا کرد ، پوتین هایش را جفت کرد و پاهایش را با آنها بست تا مبادا ترس ، دل مالامال از غیرت او را از تکلیفی که دارد باز دارد . او می دانست و ظیفه ی امروزش چیزی جز ایستادگی نیست و برای حفظ نظام ، پاهایش نباید بلرزند .
ساعت 9 صبح روز بعد موسوی، بی سیم چی شهید غیوری گفت : علی در روی معبر بهرام آباد مورد اصابت گلوله های تیر بار تانک عراقی ها قرار گرفت و آخرین پیامش مقاومت بود .
وقتی بعد از 12 سال و 4 ماه و 20 روز مردم خبر پیدا شدن جسدعلی را شنیدن به استقبالش رفتند . مردان و زنان ملکشاهی 50 کیلومتر پیاده حرکت کردند تا به محلی که پیکر مقدس علی پیدا شده بود رسیدند .جسد علی با کارت شناسایی و لباس های تیر و ترکش خورده اش شهر به شهر گردانده شد و در زادگاهش به خاک سپرده شد تا برای همیشه تاریخ ،سندی باشد بر افتخار، سربلندی وغرور ایرانیان .
امروز سنگر شهید غیوری در قرار گاه امیر المومنین (ع)در مناطق عملیاتی غرب کشور ماوا و مامن همرزمان و زیارتگاه عاشقان و آزادگان است .
منابع :
امتداد
ساجد