
مفضل بن عمرو نماینده امام صادق(علیهالسلام) در شهر كوفه بود. او از طرف امام موظف بود به مشكلات دینی، مالی و اجتماعی مردم كوفه رسیدگی كند و در این رابطه با جوانان شهر ارتباط صمیمانه و مستحكمی برقرار كرده بود، برای همین عدهای این دوستی را نتواستند تحمل كنند، ناچار به شایعه و افتراء روی آوردند و مفضل و یارانش را به شرابخواری، ترك نماز، كبوتربازی و حتی به سرقت و راهزنی متهم كردند.
این گروه، كه ابوالخطاب معزول و طرفدارانش از فعالان آن شمرده میشدند، شایع كردند كه مفضل افراد بی مبالات و لاابالی را پیرامونش گرد آورده است. وقتی این شایعات به اوج رسید، گروهی از مومنان و مقدسان كوفه به محضر امام صادق(علیهالسلام) چنین نوشتند: «مفضل با افراد رذل و شرابخوار و كبوترباز همنشین است، شایسته است دستور دهید این افراد را از خود دور سازد.»
امام صادق(علیهالسلام) بدون این كه با آنان در این باره سخن بگوید، نامهای برای مفضل نوشته، مُهر كرد و به آنان سپرد تا به مفضل برسانند. حضرت تصریح كرد كه نامه را خودشان شخصا به مفضل تحویل دهند.
آنان به كوفه برگشتند و دسته جمعی به خانه مفضل رفتند و نامه امام صادق(علیهالسلام) را به دست مفضل دادند. وی نامه را گشود و متن آن را قرائت كرد. امام به مفضل دستور داده بود كه: چیزهایی بخرد و به محضر امام ارسال كند. در این نامه اصلا اشارهای به شایعات نشده بود.
مفضل نامه را خواند و آن را به دست همه حاضران داد تا بخوانند. سپس از آنان پرسید: اكنون چه باید كرد؟ گفتند: این اشیاء خیلی هزینه دارد. باید بنشینیم، تبادل نظر كنیم و از شیعیان یاری جوییم. در واقع هدفشان این بود كه فعلا خانه مفضل را ترك كنند. مفضل گفت: تقاضا میكنم برای صرف غذا در اینجا بمانید. آنان به انتظار غذا نشستند.
مفضل افرادی را به سراغ همان جوانانی كه از آنها بدگویی شده و به كارهای ناروا متهم شده بودند فرستاد و آنان را احضار كرد. وقتی نزد مفضل آمدند، نامه حضرت صادق(علیهالسلام) را برای آنان خواند. آنان، با شنیدن كلام امام صادق(علیهالسلام) برای انجام فرمان حضرت از خانه خارج شدند و پس از مدت كوتاهی بازگشتند. هر كدام به اندازه وسع خویش روی هم نهاده و در مجموع دو هزار دینار و ده هزار درهم در برابر مفضل نهادند.
آنگاه مفضل به شكایت كنندگان كه هنوز از صرف غذا فارغ نشده بودند نگریست و گفت: شما میگویید این جوانان را از خودم برانم و گمان میكنید خدا به نماز و روزه شما نیازمند است؟!
برگرفته از معجم رجال الحدیث، ج 19، ص 325.

در حرم امامزاده سید حسن (ع) در مهران ، چشمانت به نخل هایی گره می خورد که هنوز زخم دوران جنگ را بر سینه دارند . درست روبروی در ورودی امامزاده ، یکی از نخل ها ، هر بیننده ای را شگفت زده می کند . نخلی با ترکش های ریز و درشت ، و ترکشی بزرگ که سینه ی آن را شکافته و از آن سو بیرون زده است و این مبین اوج استواری و پایداری است .
چند متر آن طرف تر ، نخل دیگری آرمیده است که در دوران دفاع مبارک ، فرمانده گردان 503 شهید بهشتی لشکر 11 امیرالمومنین (ع) بود .
شهید علی غیوری زاده ، در سال 1332 در بخش ملکشاهی ،استان ایلام به دنیا آمد. وی اوایل جنگ به عنوان عضوی از بسیج راهی جبهه شد و در سا ل 1359 به عضویت رسمی سپاه در آمد.
علی ، روستایی ساده و بی آلایشی بود که سال های پر رنج دوران ستم شاهی به او اجازه ی مدرسه رفتن نداد ولی دستانی سترگ و قوی داشت که حکایت از کارهای طاقت فرسا در طول عمرش می کرد ، دستانی که گرچه زمخت و زبر بود اما کبوتران در قنوتش آرام می گرفتند و گلبرگ های گل سرخ در میان آن ، از طوفان حوادث در امان می ماندند .
بقیه در ادامه مطلب...

یكی از اموری كه در روایات بر آن تأكید شده، تلاش برای جلب خشنودی امام زمان علیهالسلام و دوری از خشم و ناخرسندی آن حضرت است. پرسشی كه در اینجا مطرح میشود این است كه چگونه میتوان خشنودی آن امام را به دست آورد.
برای روشنتر شدن موضوع، خوب است كه نگاهی داشته باشیم به یكی از این یادگاریهای گرانقدر امام عصر علیهالسلام؛ یعنی دعای معروفی كه با جملة «اللّهم ارزقنا توفیق الطّاعة...» شروع میشود و در اوایل «مفاتیح الجنان» نیز آمده است.
در این دعای كوتاه و مختصر، امام مهدی علیهالسلام همه آنچه را كه شایسته است ما خود را بدانها آراسته یا از آنها پیراسته سازیم در قالب درخواست از خدا بیان كرده و به صورت غیر مستقیم به ما فهماندهاند كه به عنوان حجّت خدا، چه انتظاری از ما دارند و چگونه شیعهای را برای خود میپسندند. با هم قسمتهایی از این دعا را میخوانیم:
«اللّهمّ ارزقنا توفیق الطّاعة و بُعدَ المعصیة و صِدقَ النیّة و عِرفانَ الحُرمة و أكرمنا بالهُدیٰ و الإستقامة و سَدّد ألسِنَتَنا بالصّواب و الحكمة و اَملأ قلوبَنا بالعلم و المعرفة و طهّر بُطونَنا عن الحرام و الشّبهة و اكفف أیدیَنا عَن الظّلم و السَّرِقَة و اغضُض أبصارَنا عن الفُجور و الخیانة و اسدُد أسماعَنا عن اللّغو و الغیبة؛1
بار خدایا! توفیق فرمانبرداری، دوری از گناهان، درستی و پاكی نیّت و شناخت حرامها را، روزی ما فرما؛ و ما را به راهنمایی و پایداری گرامی دار و زبان ما را در درستگویی و گفتار حكیمانه استوار ساز و دل ما را از دانش و معرفت سرشار كن و درون ما را از حرام و مال شبههناك پاكیزه گردان و دست ما را از ستمگری و دزدی بازدار و چشم ما را از فجور و خیانت بپوشان و گوش ما را از شنیدن سخن بیهوده و غیبت بربند و...»
در ادامه این دعا، امام عصر علیهالسلام صفات و ویژگیهایی را كه شایستة عالما، دانشپژوهان، پیران، جوانان، زنان، توانگران، تنگدستان، جنگجویان، حكمرانان و... است بر میشمارند و از خداوند میخواهند كه به هر یك از این گروهها و اقشار اجتماعی صفات و ویژگیهایی را كه شایسته آنهاست عطا فرماید.
1. قمی، شیخ عبّاس، مفایتح الجنان، دعای امام زمان علیهالسلام.
برای پرندههای انتظار کمی مهربانی بریز!

سلامی ساده و صمیمی به تو و خبر خوش آمدنت و به روزی که وعده طلوعش را همه ستارهها میدانند.
هنوز هم چشمهای همیشه منتظرم در خیابانهای سوخته آسمان به دنبال نشانهای از تو میگردند.
نه پرندهای آواز میخواند نه صدایی از فرشتهای بگوش میرسد. تنهاترین صدا طنین ضربان قلب من است که با هر ضربه ای که مینوازد عقربههای لعنتی را به جلو میفرستد.
لحظههای بی تو بودن چقدر کُند میگذرند!
امشب به قدر تمام ثانیههای له شده دلتنگت هستم. از تو هیچ نمی خواهم فقط برایاین پرندههای بی زبان انتظار کمی مهربانی بریز! همین!...
عبدالرحیم سعیدی راد
امان از دست بچههای دستة شهید بهشتی! در گروهان و گردان و شایدهم لشكر، یك نفر پیدا نمیشد كه گذرش به چادر آنها افتاده و بعد با بدنیدرب و داغون، قیافهای وحشتزده و موهای ژولیده از آنجا فرار نكرده باشد!

اگر بچههای آن دسته را میدیدی، باورت نمیشد كه اینقدر شر و شلوغباشند. به جز حاج محمدی همه زیر بیست و دو سال بودند. كافی بود كه از دمدر چادر آنها بگذری تا همگی با لحنی صمیمی و چرب و نرم صدایت كرده وبه داخل چادرشان دعوتت كنند. اگر با تجربه بودی، یعنی دفعه قبل در آنجاپذیرایی شده بودی! سریع آیةالكرسی میخواندی و فلنگ را میبستی! اماوای به آن روزی كه تازه وارد بوده باشی و به چادرها آنها بروی. دیگر بایدغزل خداحافظی را میخواندی و برای شادی روحت فاتحه میفرستادی ودوستانت باید برای بردنت با اورژانس میآمدند.
فرض كن تو یك نیروی جدید بودی كه تازه به گردان آمده بودی. آنها بهچادرشان دعوتت میكردند. با كمال میل میپذیرفتی و میرفتی. اول از تو با چایی و شربت پذیرایی درست و حسابی میكردند. بعد برای اینكه با توخیلی دوست شوند چند حقه و كلك سوار میكردند. مثلاً یكی از آنها پیراهنفرمش را میآورد. و میگفت: «تا حالا از آستین پیراهن من ابرها را دیدی؟نمیدانی كه چقدر قشنگ و زیبا نشان میدهد. میخواهی نگاه كنی؟» و توقبول میكردی. پیراهن فرم را میانداختند سرت و تو از توی آستین پیراهن بهگوشة آسمان كه ابرها در آنجا جمع شدهاند نگاه میكنی. اما چیزیدستگیرت نمیشود كه یهو از توی آستین، یك پارچ آب روانة صورتتمیشد و همه سر و بدنت خیس آب میشد. با وحشت كه پیراهن را كنارمیزدی، یكی از بچهها را میدیدی كه ایستاده و هر هر میخندد.
بقیه در ادامه مطلب...


جوانان غزه با ساخت مساجدی موقت از برگ نخل، نایلون و پلاستیک مردم را به اقامه نماز جماعت در این مساجد دعوت کرده و تلاش کردند در این شرایط دشوار حال و هوای ماه رمضان را در بین مردم زنده نگه دارند.
به نقل از اسلام آنلاین، به دنبال ویرانی مساجد غزه در حملات سال گذشته رژیم صهیونیستی، جوانان این منطقه تصمیم گرفته اند تا با ساختن مساجدی از برگ نخل، نایلون و پلاستیک حال و هوای ماه رمضان را در میان مردم زنده نگه دارند.
بر اساس این گزارش مسلمانان غزه در ماه مبارک رمضان در شرایط دشواری از لحاظ اقتصادی به سر می برند اما این مساله موجب نشده که آنان از کنار ماه رمضان بی اهمیت بگذرند.
در حالیکه بسیاری از مساجد غزه در حملات صهیونیستها ویران شده، جوانان فلسطینی با شور و اشتیاق فراوان به ساختن مساجدی از برگ نخل و پلاستیک مشغول شده و مردم را به اقامه نماز جماعت در این مساجد ترغیب می کنند.
مسلمانان غزه در ماه مبارک رمضان در شرایط دشواری از لحاظ اقتصادی به سر می برند اما این مساله موجب نشده که آنان از کنار ماه رمضان بی اهمیت بگذرند.
"محمد بدر"از جوانانی که در ساخت این مساجد مشارکت داشته در گفت و گو با اسلام آنلاین گفت: ما بادستان خود مساجدی از نایلون و پلاستیک بنا می کنیم تا نمازگزاران با حضور در آنجا و انجام عبادت فضای آن را گرم و پرحرارت سازند.
وی اظهار داشت: بسیاری از مساجد ما بر اثر حملات رژیم صهیونیستی ویران شدند و ما به دلیل محدودیت در تامین مصالح ساختمانی مجبور هستیم مساجد خود را با نایلون و پلاستیک بسازیم.
این گزارش می افزاید نماز خواندن در چنین مساجدی با دشواری های فراوانی همراه است اما مهم این است که مسلمانان غزه حتی حاضرند در خیابان ها و ویرانه ها به انجام اعمال عبادی خود بپردازند و هیچ یک از این مشکلات نمی تواند آنان را از یاد ماه رمضان غافل کند.

جابر بن عبدالله انصارى گوید:
روزى به همراه مولاى متقیان، امام على(علیهالسلام) بودم، شخصى را دیدیم كه مشغول نماز است، حضرت به او خطاب كرد و فرمود: آیا معنا و مفهوم نماز را مىدانى كه چگونه و براى چه مىباشد؟
اظهار داشت: آیا براى نماز مفهومى غیر از عبادت هم هست؟
حضرت فرمود: آرى، به حق آن كسى كه محمد(صلّى الله علیه و آله) را به نبوت مبعوث گردانید، نماز داراى تاویل و مفهومى است كه تمام معناى عبودیت در آن خواهد بود.
آن شخص عرض كرد: پس مرا تعلیم فرما.
امام فرمود: معنا و مفهوم اولین تكبیر آن است كه خداوند، سبحان و منزّه است از این كه داراى قیام و قعود باشد.
دوّمین تكبیر یعنى؛ خداوند، موصوف به حركت و سكون نمىباشد.
سوّمین تكبیر یعنى؛ این كه نمىتوان او را به جسمى تشبیه كرد.
چهارمین تكبیر یعنى؛ چیزى بر خداوند عارض نمىشود.
پنجمین تكبیر مفهومش آن است كه خداوند، نه محلّ خاصّى دارد و نه چیزى در او حلول مىكند.
ششمین تكبیر معنایش این است كه زوال و انتقال و نیز تغییر و تحوّل براى خداوند مفهومى ندارد.
و هفتمین تكبیر یعنى؛ بدان كه خداوند سبحان همچون دیگر اجسام، داراى ابعاد و جوارح نیست .
سپس در ادامه فرمایش خود فرمود: معناى ركوع آن است كه مىگویى: خداوندا! من به تو ایمان آوردهام و از آن دست برنمىدارم، گرچه گردنم زده شود.
و چون سر از ركوع بر مىدارى و مىگویى: «سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ الحَمْدلله ربّ العالمین» ؛ خداوندا! تو مرا از عدم به وجود آوردهاى و من چیزى نبوده و نیستم، پس هستىِ مطلق تویى .
و هنگامى كه سر بر سجده فرود آورى، گویى: خداوندا! مرا از خاك آفریدهاى؛ و سر بلند كردن از سجده یعنى؛ مرا از خاك خارج گرداندهاى .
و همین كه دوّمین بار سر بر سجده گذارى یعنى؛ خداوندا! تو مرا در درون خاك برمىگردانى؛ و چون سر بلند كنى گویى: و مرا از درون همین خاك در روز قیامت براى بررسى اعمال خارج مىگردانى .
و مفهوم تشهّد، تجدید عهد و میثاق و اعتقاد به وحدانیّت خداوند؛ و نیز شهادت بر نبوّت حضرت رسول و ولایت اهل بیت او (علیهم صلوات الله) مىباشد.
و معناى سلام، ترحّم و سلامتى از طرف خداوند بر بنده نمازگزار است، كه در واقع ایمنى از عذاب قیامت باشد.
برگرفته از مستدرك الوسائل، ج 4، ص 105، ح 5/ بحارالانوار، ج 84، ص 253، ح 38.
| ||||||
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
در نخستین شب ماه رمضان،درهای آسمان گشوده می شود و تا آخرین شب آن بسته نمی شود

۱.مناجات
۲.ويژگىهاى ماه رمضان
۳.اعمال مشترك ماه مبارك رمضان
در ادامه مطلب...
ای صبح بیا تا شب هجران به سر آید خورشید بنی فاطمه از کعبه برآید

۱.شبی مانند شب قدر
۲.توصیه آیت الله بهجت (ره)
۳.وظیفه ما، در دوران غیبت امام قائم(عج)
در ادامه مطلب
عاشقان چون به هوش آیند پیش معشوق در نماز آیند
پیش شمع رخش چو پروانه سر ببازند و سرفراز آیند

۱.سجده بر تربت یار
۲.خوبان همه از تو می سرایند (امام به رولیت معصومین)
۳.مولودی خوانی
در ادامه مطلب...
عید عزیز و گرامی مبعث بر تمام مسلمانان مبارکباد
معجزات پیامبر (صلّی الله علیه و آله)

هر پیامبری با معجزه نبوت و پیامبری خود را اثبات نموده است، خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله وسلم نیز از این قاعده مستثنی نبوده است، و در جاهای مختلف برای اثبات نبوت خود و اتمام حجت با مردمان معجزه ای آورده است؛ که بزرگترین و ماندگارترین آنها قرآن کریم است که در طول زمان حجتی بر پیامبری او بوده است! اما علاوه برآن پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) معجزات دیگری داشته اند که برخی از آنها همانند شق القمر و معراج در خود قرآن آمده است و برخی دیگر در تاریخ ثبت شده است.
به طور کلی معجزاتی که از پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) ظاهر شد در چند مرحله ظاهر شده است:
نخست معجزاتی است که در بدو تولد ایشان رخ داد مانند فرو ریختن ایوان مدائن و تخت کسری و...
بخش دوم معجزاتی است که در هنگام کودکی تا زمان نبوت از آن حضرت ثبت شده است:
بخش سوم : معجزاتی است که از ابتدای بعثت تا پایان عمر شریف آن حضرت (صلّی الله علیه و آله) رخ داد
بخش چهارم : معجزاتی که بعد از وفات آن حضرت تجلی نمود.
که تعداد این معجزات را ۴۴۴۰ مورد عنوان کرده اند که به طور کلی در سه نوع معجزه می توان به آن اشاره کرد!
معجزات نوع اول
مـعـجـزاتـى اسـت كـه مـتـعلّق است به اجرام سماویّه مانند شقّ قمر و ردّ شمس و تظلیل غمام و نزول باران و نازل شدن مائده و طعامها و میوه ها براى آن حضرت از آسمان و غیر ذلك ...
بقیه در ادامه مطلب...

- الهی! کامم را به حلاوت کلامت شیرین بدار.
- الهی! خوشا آنان که در جوانی شکسته شدند که پیری خود شکستنی است.
- الهی! شکرت که دین تهیدست پابست تو شد.
- الهی! شکرت که پیر نشده استغفار کردم که استغفار پیر استهزاءِ ماند.
- الهی! زخواندن نماز شرم دارم و از نخواندنش شرم بیشتر.
- الهی! اگر کودکان سرگرم بازیند،مگر بزرگسالان در چه کارند.
- الهی! دلیل الهی من،لبیک توست.
- الهی! شکرت که فهمیدم که نفهمیدم و رسیدم که نرسیدم.
- الهی! به حرمت راز و نیاز اهل راز و نیازت این نااهل را سوزوگدازده.
- الهی! از دردم خرسندم که درمانش تویی.
- الهی! در شگفتم از کسی که گوید به فلانی مرگ ناگهانی رسید.
- الهی! تو پاک آفریده ای ما آلوده کرده ایم.
- الهی! ظاهر ما اگر عنوان باطن ما نباشد در تبلّی السرائر چه کنیم.
- الهی! همه از گناه توبه می کنند،من را از خویش توبه ده.
- الهی! گرگ و پلنگ را رام توان کرد،با نفس سرکش چه باید کرد.
- الهی! چگونه است که چشیده ها خاموش اند و نچشیده ها د خروش.
- الهی! به سوی تو آمده ام به حق خودت مرا به من برمگردان.
- الهی! روزم را چون شبم روحانی گردان و شبم ا چون روزم نورانی.
- الهی! اگر چه فقیرم،ولی داراتر از من کیست که تو دارای منی.
- الهی! در ذات خودم متحیرم چه رسد در ذات تو.
- الهی! عارفان گویند (خودت را به من بشناس) این جاهل گوید (خودم را به من بشناس)
- الهی! عمر بگذشت و ما از خود نگذشتیم تو از ما بگذر.
- الهی! وای بر من اگر دانشم رهزنم شود و کتابم حجابم.
- الهی! کلمات و کلامت که اینقدر شیرین و دلنشین اند،خودت چگونه ای.
- الهی! پیشانی بر خاک نهادن آسان است،دل از خاک برداشتن دشوار است.
- الهی! هر چه بیشتر دانستم نادانتر شدم،بر داناییم بیفزا.
- الهی! انگشتر سلیمانی ام دادی،انگشت سلیمانی ام ده.
- الهی! دندان دادی،نان دادی.جان دادی،جانان بده.
- الهی! از شیاطین جن بریدن دشوار نیست،با شیاطین انس چه باید کرد.
- الهی! به لطفت دنیا را از من گرفتی به کرمت آخرت را هم از من بگیر و خودت را نصیبم کن.
- الهی! آن خواهم که هیچ نخواهم.
- الهی! آنکه از خوردن و آشامیدن شرم دارد،از دیگر امور چه گوید.
- الهی! همه گویند خدا کو؟من گویم جز خدا کو؟
- الهی! عاقبتم چه خواهد شد؟
- الهی! اگر عنایت تو دست ما را نگیرد از چهل ها حیله ما هم کاری برنیاید.

۱- در کل ماه رجب صد مرتبه بگوید:(( استغفرالله الّذی لا اله الّا هو وحده لاشریک له و اتوب الیه)). و ختم کند آن را بصدقه .(( ثواب:رحمت و مغفرت اجر چهار صد شهید ))
2- در کل ماه رجب هزار مرتبه بگوید:(( لا اله الّا الله )) (( ثواب: صدهزار حسنه و صد شهر در بهشت))
3- در کل ماه رجب: در وقت صبح هفتاد مرتبه و در وقت پسین نیز هفتاد مرتبه بگوید:(( استغفرالله و اتوب الیه )) و چون تمام کرد دستها را بلند کند و بگوید:(( اللّهم اغفرلی و تب علی)) (( ثواب:اگر در رجب بمیرد خدا از او راضی باشد و آتش او را مسّ نکند ))
4- در کل ماه رجب هزار مرتبه بگوید:(( استغفرالله ذالجلال و الاکرام من جمیع الذنوب والاثام )) (( ثواب:خداوند او را بیامرزد ))
بقیه در ادامه مطلب... التماس دعا

در نبرد بین امام هادى علیهالسّلام و خلفایى كه در زمان ایشان بودند، آن كس كه ظاهراً و باطناً پیروز شد، حضرت هادى علیهالسّلام بود. در زمان امامت آن بزرگوار شش خلیفه، یكى پس از دیگرى، آمدند. آخرین نفر آنها، «معتزّ» بود كه حضرت را شهید كرد و خودش هم به فاصله كوتاهى مُرد. این خلفا غالباً با ذلت مردند؛ یكى به دست پسرش كشته شد، دیگرى به دست برادرزادهاش و به همین ترتیب بنىعباس تار و مار شدند؛ به عكسِ شیعه. شیعه در دوران حضرت هادى و حضرت عسگرى علیهماالسّلام و در آن شدت عمل روز به روز وسعت پیدا كرد؛ قوىتر شد.
سامرا در واقع مثل یك پادگان بود و آن را معتصم ساخت تا غلامان تُركِ نزدیك به خود را - با آذریهای آذربایجان و سایر نقاط اشتباه نشود - كه از تركستان و سمرقند و از همین منطقه مغولستان و آسیاى شرقى آورده بود، در سامرا نگه دارد. این عده چون تازه اسلام آورده بودند، ائمه و مؤمنان را نمىشناختند و از اسلام سر در نمىآوردند. به همین دلیل، مزاحم مردم مىشدند و با عربها - مردم بغداد- اختلاف پیدا كردند. حدیث معروفى درباره وفات حضرت هادى علیهالسّلام هست كه از عبارت آن معلوم مىشود كه عده قابل توجهى از شیعیان در سامرا جمع شده بودند؛ به گونهایى كه دستگاه خلافت هم آنها را نمىشناخت؛ چون اگر مىشناخت، همهىشان را تار و مار مىكرد؛ اما این عده چون شبكه قوىیى به وجود آورده بودند، دستگاه خلافت نمىتوانست به آنها دسترسى پیدا كند.
بقیه در ادامه مطلب...
به ساقى اى صبا بگو، حاجت ما برآورد ساغرى از براى ما، ز آب كوثر آورد
به ساغر لطیفه گو، بگو لطیفهاى بگو كه مطرب از ره وفا، چنگ به مضمر آورد

هنگامى كه روح انسان قوى شود، و پرتوى از صفات الهى در جان او بیفتد، و به مقام قرب او نائل گردد، ارادهاش «به فرمان خدا»، در جهان تكوین اثر مىگذارد و آنچه را او مىخواهد همان مىشود.
این همان ولایت تكوینى است كه اولیاء الله از آن برخوردار بودند، این همان چیزى است كه سرچشمه كرامات مختلف است و معجزات انبیاء است، حضرت فاطمه زهرا(علیهاالسلام) از عنایت الهى سهم وافرى داشت و روایت زیر شاهد این مدعاست:
بسیارى از مفسران اهل سنت مانند «زمخشرى» در «كشاف» و «سیوطى» در «درالمنثور» در ذیل آیه شریفه:
«كلما دخل علیها زكریا المحراب و جد عندها رزقا قالت أنّى لك هذا قالت هو من عندالله یرزق من یشأ بغیر حساب»(آل عمران/37)؛ «هر زمان زكریا وارد محراب مریم مىشد غذاى مخصوصى در آنجا مىدید، از او مىپرسید این را از كجا آوردها ى؟! و او مىگفت: این از ناحیه خدا است، خداوند هر كس را بخواهد بى حساب روزى مىدهد.»
بقیه در ادامه مطلب...

پرسش: اصلی ترین و مهمترین هدف امام خمینی(ره) از انقلاب اسلامی و مبارزه با طاغوت چه بوده و ما جوانان چگونه میتوانیم در تحقق این هدف گام برداریم؟
پاسخ: امام راحل(ره) اهداف انقلاب اسلامی ایران را با عبارات مختلف بیان نموده است. گاهی از استقلال سیاسی، اقتصادی و نظامی سخن گفته است و گاهی هم از استقلال اجتماعی و فرهنگی همه اینها در شکلگیری انقلاب اسلامی تأثیر گذار بوده و انقلاب اسلامی را چند بُعدی نموده است. هر کدام از آنها میتوانند از اهداف انقلاب اسلامی باشند، ولی هدف اصلی امام از انقلاب، اجرای قوانین اسلامی و حاکمیت ارزشها است از این رو امام راحل که انقلاب اسلامی ایران را از سنخ نهضتهای انبیاء دانسته است و بدان اهمیت میداد امام عقیده داشت که در سایه این هدف اصلی، اهداف دیگر مانند اهدف استقلال سیاسی، اقتصادی و عدالت اجتماعی و قسط نیز تحقق پیدا میکند.
امام راحل(ره) باور داشت که یکی از علل سقوط جامعه ایران، فاصلهگیری از معارف و آموزههای دینی است، همچنین فاصلهگیری از معارف دین موجب شده است که رهبران غیر صالح بر این کشور حکومت کنند و بیگانگان بر این کشور مسلط گردیده و استقلال سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ایران را از بین ببرند، حال آن که قرآن تسلط بیگانگان را بر مسلمانان جایز نمیداند: "و لن یجعل اللَّه الکافرین علی المؤمنین سبیلاً".(1)
امام راحل از آغاز انقلاب با شعار حاکمیت دین همگان را به حمایت از دین فرا خواند و رژیم شاه را رژیم ضدّ دین معرفی نمود و سیاستهای وی را سیاستهای دین ستیزی و ارزش زدایی دانست، از این رو عالمان دینی و روشنفکران متعهد و مردم را به قیام علیه حکومت شاه فرا خواند. مردم ایران نیز به دلیل مسلمان بودن و شناخت حقانیت راه و مسیر او از امام راحل حمایت نمودند و از حسینیهها، مساجد و... علیه شاه قیام نمودند.
شهید مطهری میگوید: "انقلاب اسلامی، یعنی راهی که هدف آن، اسلام و ارزشهای اسلامی است وانقلاب اسلامی و مبارزه صرفاً برای برقراری ارزشهای اسلامی انجام میگیرد..."(2)
برای حفظ و تحقق هدف اصلی انقلاب و آرمانهای آن به همگان به ویژه جوانان باید با معارف اسلامی بیشتر آشنا شده و در راه تحقق دین و ارزشهای آن تلاش نمایند. رمز پیروزی وحفظ انقلاب نیز در بهرهگیری از دستورهای دین ظهور میکند. ائمه (ع) نیز برای تحقق دین و حاکمیت ارزشهای آن سختیها را تحمل نموده و به شهادت میرسیدند. از سوی دیگر باید جوانان ماهیت و انقلاب اسلامی را بهتر بشناسند و بدانند که انقلاب اسلامی ایران خون بهای شهیدان بسیاری بوده و ملت ایران برای تحقق آن زحمات طاقت فرسایی را متحمل شدهاند. همچنین جوانان باید از سیاستهای خصمانه دشمنان انقلاب و از توطئههای آنها آگاهی داشته و رشد سیاسی خویش را افزایش دهند تا در دشمنشناسی و تشخیص حق و باطل دچار مشکل نشوند و تحت تأثیر تهاجم فرهنگی دشمنان به ویژه غرب قرار نگیرند. همچنین جوانان باید به خودسازی و معنویت گرایی پرداخته و توان علمی خویش را در زمینههای مختلف افزایش دهند و روحیه شهادتطلبی را تقویت نمایند. زیرا یکی از عوامل مهم انقلاب و اهداف آن، حاکمیت فرهنگ شهادت در جامعه اسلامی ایران بوده است.
پی نوشتها:
1 - نساء (4) آیه 141.
2 - پیرامون انقلاب اسلامی، ص 59.
غم های آن شهیده ناگفته ماند اما
حمل جنازه او فریاد غربتش بود
شهادت مقصود خلقت، مادر پهلو شکسته ، حضرت فاطمه الزهرا (س) بر عموم شيعيان تسليت باد

وصیت حضرت زهرا به حضرت على(علیهماالسلام)

در آخرین لحظات حیات حضرت زهرا(علیهاالسلام) وقت آن رسیده بود كه ایشان رازهایى را كه در این مدت در سینه نهان داشته بود در قالب وصیتهاى لازم الاجراء با همسرش درمیان بگذارد. از این رو، عرضه داشت:
پسر عمو! من خبر مرگ خویش را دریافت كردهام و لحظه به لحظه به زمان دیدار پدر بزرگوارم نزدیكتر مىشوم، اكنون تو را به انجام خواستههایى كه در دل دارم سفارش مىكنم.
امام علی(علیهالسلام) به او فرمود: دخت رسول خدا(صلى الله علیه و آله)! هر چه دوست دارى سفارش كن .
امام بر بالین زهرا نشست و از افراد حاضر در خانه خواست خارج شوند و سپس فاطمه زهرا (علیهاالسلام) لب به سخن گشود و عرضه داشت:
بقيه در ادامه مطلب...
خرمشهر را خدا آزاد کرد
سوم خرداد سالروز آزادسازی خرمشهر گرامی باد

۱.طراحي عمليات بيتالمقدس
۲.استعداد دشمن
۳.شناسه عملیات بیت المقدس (مراحل عملیات)
در ادمه مطلب...
ارتحال ملکوتی اسوه عارفان ، عالم ربانی ، فقیه صمدانی و مرجع تقلید شیعیان جهان حضرت آیة الله العظمی محمد تقی بهجت « رحمة ا.. علیه » را به ولی الله الاعظم « عجل الله تعالی فرجه الشریف » و نایب بر حقش حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی) عموم شیعیان جهان تسلیت عرض می کنیم.
خاطره نام گذاری آیت الله العظمی بهجت

آیت الله العظمی محمد بهجت فومنی در اواخر سال 1334 ه.ق. در خانواده ای دیندار و تقوا پیشه، در شهر مذهبی فومن واقع دراستان گیلان، چشم به جهان گشود. هنوز 16 ماه از عمرش نگذشته بود که مادرش را از دست داد و از اوان کودکی طعم تلخ یتیمی را چشید.
درباره نام آیت الله بهجت خاطره ای شیرین از یکی از نزدیکان آقا نقل شده است که ذکر آن در اینجا جالب مینماید، و آن اینکه:
پدر آیت الله بهجت در سن 16-17 سالگی بر اثر بیماری وبا در بستر بیماری می افتد و حالش بد می شود به گونه ای که امید زنده ماندن او از بین می رود وی می گفت: در آن حال ناگهان صدایی شنیدم که گفت:
« با ایشان کاری نداشته باشید، زیرا ایشان پدر محمد تقی است. »
بقیه در ادامه مطلب...
فرشتگان بال در بال پرواز ميكردند و فرود ميآمدند، آنچنانكه آسمان را به تمامى ميپوشاندند.
دو فرشته پيش روى آنها بودند كه طلايهدارشان به نظر ميآمدند.
آمدند، سلام كردند و مرا در هودج بالهاى خود به آسمان بردند، ناگهان بوى بهشت به مشامم رسيد و بعد باغها و بوستانها و جويبارها، چشمم را خيره كردند.
حوريهها صف در صف ايستاده بودند و ورود مرا انتظار ميكشيدند.
اول خندهاى بسان واشدن گلى و بعد همه با هم گفتند:
ــ خوش آمدى اى مقصود خلقت بهشت و اى فرزند مخاطب «لولاك لما خلقت الافلاك».
ملائكه باز هم مرا بالاتر بردند. قصرهاى بيانتها، حلههاى بيهمانند، زيورهاى بينظير.
آنچه چشم از حيرت خيره و دهان از تعجب گشاده ميماند.
و بعد نهرآبى سفيدتر از شير، خوشبوتر از مشك.
و بعد قصرى. و چه قصرى!
به یاد استاد مطهری، معلم انقلاب
نمره بالاتر از بیست برای مطهری
اگر سری به دانشکده الهیات و معارف اسلامی(=دانشکده معقول و منقول در زمان طاغوت) بزنید و از آنجا یک راست به طبقه زیرین؛ جایی که محل نگهداری رسایل و پایان نامه های دانشجویی است بروید، با تورق سربرگها هر از چند گاه عبارت "به راهنمایی: مرتضی مطهری" از جلوی چشمان شما عبور می کند که با حساب سرانگشتی، بر تارک صفحات ابتدایی تعداد معتنا بهی از پایان نامه ها از جمله 22 رساله دکتری(همچون شهیدان بهشتی و باهنر)، و 20رساله کارشناسی ارشد به نحوی برجسته نشسته است.
عبارت یاد شده یاد آور حضور بیست و دو ساله استادی نام آشنا و فرزانه ای راز آشناست که هنوز هم صدای رسایش در گوشه و کنار کلاسهای این دانشکده طنین انداز است.
آن روزها بیش از 29 سال است که از ما دور شده اند اما در این دانشکده هنوز برخی از استادان، تصویر خاطرات آن روزها را با هزار آه و افسوس برای خود و دانشجویان قاب می گیرند.
آن روز با خوشحالی زاید الوصفی عین ماجرا را برای پدر باز گفتم، اما او اصلا خوشحال نشد و وقتی با کمال ناباوری علت را پرسیدم آرام پاسخ داد: کاش می گفتی پدرم روحانی است.
آری!در سال 1331 دانشکده معقول و منقول وقت دانشگاه تهران بر آن شد تا از میان حوزویان فرهیخته عده ای را به صورت حق التدریس استخدام کند.
به دنبال درج این آگهی در جراید آن روز, برخی از دوستان و آشنایان مصرانه از مرتضی خواستند که وی در آزمون ورودی این دانشکده ثبت نام کند.
او که فروتنانه می پنداشت هنوز برای تصاحب کرسی تدریس در دانشگاه اندکی زود است طبیعی بود که زیر بار نرود.
اما سرانجام برادر دلسوزش با ثبت نام او دست مرتضی را در حنا گذاشت و این بهانه را از او گرفت.
روز آزمون که فرا رسید در میان ورقه های سیصد و چهار نفر داوطلب، تنها برگه امتحانی یک نفر بود که حیرت همه استادان برانگیخت.
حالا او باید در امتحان شفاهی، حضورا مصاحبه شود.
مرتضی که وارد شد همه به احترام او برخاستند. استاد فلسفه که نتوانسته بود شعف خود را پنهان کند زودتر از دیگران گفت:
« آقای مطهری، امتحانات کتبی تو همه ما را به اعجاب واداشت. اکنون ببینیم در بخش شفاهی چگونه ای؟
آنگاه به طرح سوالی از کتاب منظومه ملاهادی سبزواری پرداخت.
مرتضی با تسلط و طمأنینه ای خاص نخست دیدگاه حکیم ملا هادی را تبیین کرد، آنگاه نگاه ابن سینا به مساله را تشریح کرد.سپس با گریزی به حکمت متعالیه و فلسفه ملاصدرا به طرح اشکالاتی چند از دیدگاه وی پرداخت.
هنوز دیدگاه نهایی خود را طرح نکرده بود که دست یکی از ممتحنان بالا رفت:
- آقای مطهری، لطفا دست نگهدارید! تکلیف ما چیست که نمره ای بالاتر از بیست نداریم که تقدیم شما کنیم.
نمره بیست از همین الان در پرونده شما درج می شود اما این به معنای پایان این گفتگو نیست.
خواهش بنده این است که اگر مایل باشید بحث فارغ از هر گونه نمره و آزمون ادامه یابد.
بعد از سپری شدن یک ساعت و نیم عبارت:« احسنت! بهره بردم !» بود که به طور پیاپی بر زبان استاد فلسفه جاری بود.
او به عنوان معلم حق التدریس در آن دانشکده پذیرفته شد. و با تالیف کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم، حکم استادی ایشان صادر شد.
مرتضی که وارد شد همه به احترام او برخاستند. استاد فلسفه که نتوانسته بود شعف خود را پنهان کند زودتر از دیگران گفت: « آقای مطهری، امتحانات کتبی تو همه ما را به اعجاب واداشت. اکنون ببینیم در بخش شفاهی چگونه ای؟
مرتضی اگر چه به اقرار دیگر استادان، بهترین استاد در تمام دوران این دانشکده بود اما هیچگاه به این عنوان اعتنا نداشت و همواره مفتخر بود که در کسوت روحانیت خدمت می کند.
دکتر مجتبی مطهری فرزند استاد نیز بر این واقعیت صحه گذاشته با بازخوانی روزهای شیرین زندگانی در سایه پدر می گوید:
در زمان تحصیل یک روز یکی از سرشناسترین استادان که به ما درس زبان می گفت از من دریاره شغل پدرم پرسید و من با افتخار فراوان گفتم که او استاد دانشگاه تهران است.
آن روز با خوشحالی زاید الوصفی عین ماجرا را برای پدر باز گفتم، اما او اصلا خوشحال نشد و وقتی با کمال ناباوری علت را پرسیدم آرام پاسخ داد: کاش می گفتی پدرم روحانی است.
۱.سومین مولود خانه وحی
۲.مدیحه سرایی
۳.پرستار یادگاران قیام کربلا
در ادمه مطلب...

* هر كسي به من كلمه اي بياموزد مرا بنده خود كرده است.
* قناعت ثروتي است كه پاياني ندارد.
* هر كه خود را بشناسد، خدا را شناخته است.
* شجاع ترين مردم آن است كه حرف حق را بزند.
* بزرگترين جهاد، مبارزه با نفس است.
* شمشير آخته دردست مرد شجاع، عزيزتر از سخن راست نيست.
* زشت ترين سخن راست، ستايش انسان از خويشتن است.
* بهترين گفتارها آن است كه عمل تصديق كند.
* هركه نيكي را از بدي نشناسد، از چهارپايان است !
* بايد مردم در برابر حق نزد تو مساوي و يكسان باشند.
* بر برادر تو همان حقي است كه تو داري.
* من گواهي شخص فاسق را جز عليه خودش قبول نميكنم.
* نيكي و احسان را جز آدم نادان رد نميكند.
* يتيم را با آنچه كه فرزندان خود را ادب ميكني، تاديب كن.
* آنكس كه تو را بيم دهد، مانند كسي است كه تو را مژده دهد.
* دشمن دانا از دوست نادان بهتر است.
* دوري و جدايي دوستان ، غربت و تنهايي است.
* حاجت از دست دادن بهتر كه از نااهل خواســتن !
* آرزوهايتان را به كساني متوجه كنيد كه دلهايتان آنها را دوست دارد.
* شكيبايي مركبي است كه خسته نشود.
* شخصيت مرد زير زبان اوست.
* عبرتها چه بسيار است، ليكن پند گرفتن كمتر است.
* اگر درباره كسي مشكوك باشيد، به دوستانش نگاه كنيد.
* هر تنفس انسان گاميست كه بسوي مرگ بر ميدارد.
* مردم دشمن چيزهايي هستند كه نميدانند.
* بهترين زهدها، پنهان داشتن آن است.
* شگفتا! آيا خـلافت و حـكومت با رفاقت و خويشي هم ميشود ؟!
* عدالت زمامدار نيكوتر از خير روزگار است.
* هرگز كسي را به مبارزه و جنگجويي دعوت نكن.
* روز دادستاني و عدالت از ظالم، سختتر از روز ستم بر ستمديده است.
* حكومت خود را با ريختن خون حرام، استوار نكن.
* هرگز ياور ستمكار نباش.
* حكمت را با نااهل نگوييد كه به حكمت ستم كردهايد.
* به گوينده نگاه نكن، حرف را در نظر بگير.
* بزرگواري با خرد و ادب است، نه با اصل و نسب.
* عقل و خرد، شمشير برندهايست.
* دانش نگهبان توست، در حاليكه تو ثروت را بايد محافظت كني.
* بي ارزشترين مردم، كم دانشترين آنهاست.
* دانشمندان، به علت كثرت نادانان غريبند.
* مرگ بزرگ همان فقر و بينوايي است.
* فقر و تنگدستي، مرد باهوش را گنگ و لال ميكند.
* انسان به نعمتي نميرسد مگر اينكه نعمت ديگري را از دست ميدهد.
* از قرض كردن بپرهيزيد
* قرض كردن زبوني و خواري است.
* غم وغصه نيمي از پيري است.
* قصاص و انتقام قبل از جنايت، درست نيست.
* من به خاطر سوء ظن و بدگماني، كيفر نميدهم.
* تو را از عجله و شتاب در سخن و كار نهي ميكنم.
* خداوند به مردم پناه داده تا از ستم دور باشند.
* زمامداران بوسيله ظلم آزمايش ميشوند.
* با توده جماعت باشيد، چراكه دست خدا با جماعت است.
* هركه از حق تجاوز كند راهش گم ميشود.
* زكات پيروزي عفو و بخشش است.
* ذمهء من در گرو آن چيزي است كه ميگويم.
* صفتي بدتر از دروغ وجود ندارد.
* براي دنيا به گونه اي زندگي كن كه گويي تا ابد زنده اي و براي آخرت به گونه اي زندگي كن كه گويي لحظه مرگت نزديك است
* فرزندان خود را بااخلاق خود تربيت نكنيد، زيرا كه آنان براي زماني غيراز زمان شما خلق شدهاند.
* هيچ فقيري گرسنه نمانده مگر درسايه آنكه ثروتمندي از حق او بهرهمند گشته است.
* چون تو به جانب مرگ ميروي و مرگ جانب تو ميآيد، زود به يكديگر خواهيد رسيد.
۱.اذن دخول
امروز در دنیا کاری کن که به وسیله آن امید خوشبختی در آخرت را داری
شهادت ششمین اختر تابناک امامت و ولایت امام جعفر صادق (ع) تسلیت باد.
۱. خلاصه حالات هشتمين معصوم ، ششمين اختر امامت
۲.پزشکی که پیش امام کم آورد
۳.دانلود کتاب الکترونیکی (چهل داستان و چهل حدیث از امام صادق (ع))
نویسنده عبدالله صالحی دانلود
در ادامه مطلب...
صلوات
نوري در بهشت:
رسول خدا فرمود: صلوات بر من نوري در بهشت خواهد شد
درخت محبوبه در بهشت:
رسول خدا فرمود که در بهشت درختي است که آن را محبوبه گويند .ميوه آن در خت از انار کوچک تر ، از سيب بزرگتر ، سفيدتر از شير، شيرين تر از عسل ونرم تر از مسک است ، واز آنميوه نمي خورد مگر کسي که هروز مداومت نمايد به گفتن صلوات.بقیه در ادامه مطلب...

مي دوني چرا؟يه كم از گناه فاصله بگير اون وقت خودت مي فهمي .
خدايا....
چه خوش است ....
در دشت آرامش ياد تو گام برداشتن
با نگاه مهرباني تو نفس كشيدن
و با تبسم رضاي تو به سر بردن
بعضي اوقات به خودم مي گم ...بقیه در ادامه مطلب

فطریه عاشقی ....در ادامه مطلب

روز قدس در اندیشه امام خمینی (ره)
مسجدالاقصی در گذر زمان
آزای قدس نزدیک است؟
در ادامه مطلب...
هفته دفاع مقدس گرامی باد.
۱.هدف های عراق از حمله به ایران از زبان مقام معظم رهبری
۲.ایران در محاصره ۱۶ میلیون مین
۳.خوزستان چه کریبایی است
در ادامه مطلب...
۱.وصیت نامه حضرت علی (ع) در واپسین لحظات
۲.کعبه ای به نام شب قدر
... در ادامه مطلب
امشب از جام تولای وی افطار کنید
میلاد با سعادت کریم اهل بیت حضرت امام حسن مجتبی (ع) مبارکباد.
فضائل امام حسن (ع) در ادامه مطلب...
اسماء بهار عمر من امشب به پایان میرسد زهرا سرش بر سینهام من بر لبم، جان میرسد
اسماء ببر از من پیام بر خاتم پیغمبران بر گو كنار تربتم امشب بیا قرآن بخوان
رحلت جانسوز حضرت خدیجه کبری (س) بر عموم مسلمین تسلیت باد.

مقام خدیجه در پیشگاه الهی
...در ادامه مطلب
شیخ صدوق رحمه الله به سند معتبر روایت نموده از حضرت امام رضا علیه السلام از پدران بزرگوار خود از حضرت امیر المومنین علیه السلام که فرمود: روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم برای ما خطبه ای خواند و چنین فرمود:
ایها الناس! هان که ماه خدا به سوی شما، روی کرده است همراه با برکت و رحمت و آمرزش.
ماهی که نزد خدا بهترین ماههاست و روزهای آن، بهترین روزها. ماهی که در آن به مهمانی خدا فرا خوانده شده اید و در آن از اهل کرامت خدا گردیده اید. نفسهای شما در آن ثواب تسبیح (گفتن ذکر سبحان الله) دارد. و خواب شما ثواب عبادت. عملهای شما در آن (بیشتر) مورد قبول است و دعاهای شما در آن مستجاب.
پس با نیتهایی درست و دلهای پاکیزه (از گناهان و صفات ناپسند)، از پروردگارتان بخواهید تا شما را به روزه ی آن و قرائت قرآن توفیق دهد که شقّی و بدبخت کسی است که از آمرزش خدا در این ماه بزرگ محروم گردد.
به گرسنگی و تشنگی خود در این ماه، گرسنگی و تشنگی خود را در روز قیامت یاد آرید. و بر فقرا و بیچارگان خود تصدق کنید و به سالخوردگان خود تعظیم و احترام کنید. کودکان خود را بنوازید و به خویشان خود برسید
...بقیه در ادامه مطلب


یك نكته در باب دولت اسلامى عرض كنیم. یكى از شعارهاى خوبى كه آقاى رئیسجمهور، هم در دورهى انتخابات، هم بعد از آن تكرار كردند، مسألهى دولت اسلامى است.
دولت اسلامى شامل همهى كارگزاران نظام اسلامى است؛ نه فقط قوهى مجریه؛ یعنى حكومتگران و خدمتگزاران عمومى. اینها باید جهتگیرىها و رفتار اجتماعى و رفتار فردىِ خود و رابطهشان با مردم را با معیارهاى اسلامى تطبیق دهند تا بتوانند به آن اهداف برسند. بعد هم باید آن جهتگیرىها را در مدّ نگاه خودشان قرار دهند و بسرعت به سمت آن جهتگیرىها حركت كنند؛ این مىشود دولت اسلامى.بقیه در ادامه مطلب...
شاید این جمعه بیاید شاید پرده از چهره گشاید شاید
میلاد با سعادت منجی عالم بشیریت،غایب همیشه حاضر حضرت مهدی (عج) گلی از گل های محمدی مبارکباد.

سایز بزرگ
کلیپ صوتی مدح حضرت امام زمان (عج) از مرحوم آقاسی دانلود
۱ـ بقیة الله انسان کامل
۲ـ مفهوم انتظار
۳ـ خصوصیات جامعه امام زمان
در ادامه مطلب ...

منطقه ریز به دلیل دور بودن از راههای اصلی ارتباطی و محصور بودن در میان کوههای صعب العبور در قرن اول تا سوم هجری پناهگاه جمعی از شیعیان وعلویان بوده است
.روایات پراکنده ای در اقواه وجود دارد که این موضوع را نشان میدهد .ما در اینجا به آن روایات اشاره می کنیم.میدانیم که در اواخر قرن اول هجری، حجاج بن یوسف ثقفی والی عراق و ایران بود
.او نسبت به شیعیان سیاست خشن وسختگیرانه ای در پیش گرفت. بسیاری از شیعیان به دست عمال حجاج به شهادت رسیدند یا در سیاهچال ها عمر خود را به پایان رساندند.به همین دلیل شیعیان زیادی برای حفظ جان خود آواره ی مناطق دور افتاده شدند.زیرا همه جا مورد تعقیب وآزار شکنجه مزدوران حکومت حجاج قرار داشتند.1)
بر اساس یک روایت رایج در منطقه ریز ،در نیمه راه ریز-دوراهک، در مکانی به نام« قبرهای حجاج» تعدادی از سربازان حکومتی حجاج مدفون شده اند. آنان در حال تعقیب چند تن ازشیعیان بودند که از ستم حجاج رو به گریز نهاده بودند. این دسته از شیعیان در محل کنونی دوراهک ، از راه اصلی جدا شده و به سوی راه مالرو صعب العبور کوهستانی تغییر مسیر دادند تا از دست تعقیب کنندگان نجات یابند. سربازان حکومتی نیز به تعقیب آنان ادامه دادند ولی در مکانی که به نام قبرهای حجاج معروف است از تشنگی به هلاکت رسیدند.در بالاترین نقطه راه ،هم اینک مزار دو تن از شیعیان است که در جوار آن قبور زیادی وجود دارد
. به نظر می رسد این دو تن که نام های عربی سالم وصالح دارند جزو همان شیعیان باشند که به دلیلی که مشخص نیست رحلت کرده اند و مزار آنان بعدها زیارتگاه و قبرستان مردمان کوه نشین این ناحیه شده است.این روایت نشان می دهد که سابقه ورود نخستین شیعیان به منطقه جم وریز را باید قرن اول هجری دانست
.2)
روایت دوم مربوط به اوایل قرن سوم هجری است. زمانی که بعد از ولایتعهدی امام رضا(ع) در خراسان تعداد زیادی از سادات مدینه به ایران مهاجرت کردند تا به آن امام بپیوندند اما پیش از رسیدن آنان به خراسان، امام رضا (ع) به شهادت رسید و حکومت مأمون دست به قلع و قمع علویان و شیعیان زد. از جمله مشهورترین آن سادات احمد و محمد بن موسی کاظم(ع) هستند که در شیراز مدفونند. احمد بن موسی(شاهچراغ) در شیراز به شهادت رسید و برادرش محمد در حال خفا و به طور ناشناس تا زمان مرگ در آن شهر زیست.تعدادی از بستگان و همراهان آنان از مقابل مأموران حکومت به راههای ناشناس و کوهستانی رو نهادند و به سوی جنوب گریختند
. این دسته راه شیراز را تا منطقه دژگاه کنونی پیمودند و در طول مسیر تعدادی از آنان به شهادت رسیده و یا به مرگ طبیعی در گذشتند. بر طبق این روایت چندتن از آنان به منطقه ریز رسیدند. در امامزاده ریز که بیشتر به نام سید حبیب اللّه مشهور است دو تن از آن سادات مدفونند که احتمالاً در این مکان به شهادت رسیده اند. خواهر این دو تن به محلی امن و دور از عبور در کوههای سمت غربی رفت و در آنجا زیست. مزار او به نام «بی بی بانو» مشهور است که در روستای ماخو، حدود ۱۰ کیلومتری غرب ریز واقع است.بدین ترتیب گوشه ای از تاریخ خونبار تشیع علوی با این منطقه کوهستانی که همچون پناهگاهی طبیعی در طول تاریخ نقش ایفا کرده است، مربوط می گردد.
دکتر علی رسولی
شب نیمه شعبان، شب بسیار مباركى است. از امام جعفر صادق علیه السلام روایت است كه از امام محمدباقر علیهالسلام در مورد فضیلت شب نیمه شعبان سؤال شد؛ امام فرمود آن شب بعد از لیلة القدر افضل شبها است. در آن شب خداوند به بندگان، فضل خود را عطا مىفرماید و ایشان را به مَنّ و كَرَم خویش مىآمرزد. پس سعى و كوشش كنید در تقرّب جستن به سوى خداى تعالى در آن شب، كه آن شبى است كه خدا قسم یاد فرموده به ذات مقدس خود كه سائلى را از درگاه خود تا زمانی كه مطلب گناهی را درخواست نکند؛ دست خالى برنگرداند. و آن شبى است كه قرار داده حق تعالى آن را از براى ما به مقابل آن كه قرار داده شب قدر را براى پیغمبر ما صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَ آله. پس كوشش كنید در دعا و ثنا بر خداى تعالی و از جمله بركات این شب مبارك آن است كه ولادت با سعادت حضرت صاحب عصر امام زمان ارواحُنا لَهُ الفداء در سحر این شب سال دویست و پنجاه و پنج در سامراء واقع شده و باعث مزید شرافت این شب مبارك شده است .
براى این شب چند عمل وارد شده است:بقیه در ادامه مطلب...
میلاد سراسر نور سید الساجدین حضرت زین العابدین امام سجاد (ع) بر تمام دلشیفتگان آن حضرت مبارکباد.


آمد آن ماه كه خوانند مه انجمنش
جلوه گر نور خدا از رخ پرتو فكنش
آیت صولت و مردانگى و شرم و وقار
روشن از چهره تابنده و وجه حسنش
ز جوانمردى و سقائى و پرچمدارى
جامه اى دوخته خیاط ازل بر بدنش
آنكه آثار حیا جلوه گر از هر نگهش
وانكه الفاظ ادب تعبیه در هر سخنش
میوه باغ ولایت به سخن لب چو گشود
هم فلك گشت كه تا بوسه زند بر دهنش
كوكب صبح جوانیش نتابیده هنوز
كه شد از خار اجل چاك چو گل پیرهنش
آنچنان تاخت به میدان شهادت كه فلك
آفرین گفت بر آن بازوى لشكر شكنش
همچو پروانه دلباخته از شوق وصال
آنچنان سوخت كه شد بى خبر از خویشتنش
خواست دستش كه رسد زود بدامان وصال
شد جدا زودتر از سایر اعضا ز تنش
كوته از دامنت اى شاه مكن دست (رسا)
قاسم رسا
میلاد با سعادت سومین اختر تابناک امامت و ولایت امام حسین (ع) و روز پاسدار مبارکباد.

اخلاق و رفتار امام حسين (ع )
با نگاهی اجمالی به 56سال زندگی سراسر خداخواهی و خداجويی حسين (ع )، درمي يابيم که هماره وقت او به پاکدامنی و بندگی و نشر رسالت احمدی و مفاهيم عميقی والاتر از درک و ديد ما گذشته است . اکنون مروری کوتاه به زوايای زندگانی آن عزيز، که پيش روی ما است : جنابش به نماز و نيايش با پروردگار و خواندن قرآن و دعا و استغفار علاقه بسياری و حتی در آخرين شب داشت .گاهی در شبانه روز صدها رکعت نماز مي گزاشت . زندگی دست از نياز و دعا برنداشت ، و خوانده ايم که از دشمنان مهلت خواست تا بتواند با خدای خويش به خلوت بنشيند. و فرمود: "خدا مي داند که من نماز و تلاوت قرآن و دعای زياد و استغفار را دوست دارم ". حضرتش بارها پياده به خانه کعبه شتافت و مراسم حج را برگزار کرد... بقیه در ادامه مطلب

| sonyericson_w580 | sonyericson_k310 | ||
| sonyericson_w600 | sonyericson_w890 | ||
| sonyericson_w810 | تم بعثت نبوی |


شخصی به نام سجاد، خدمت پیشوای ششم، حضرت امام صادق علیه السلام رسید و عرض كرد: برای ماه رجب به من دعایی یاد بدهید كه خداوند متعال مرا به آن نفع ببخشد. امام صادق علیه السلام فرمودند: این دعا را هر روز از ماه رجب بعد از نمازهای یومیه بخوان:
" یا من ارجوه لكل خیر. و آمن سخطه عند كل شر. یا من یعطی الكثیر بالقلیل، یا من یعطی من سئله. یا من یعطی من لم یسئله و من لم یعرفه تحننا منه و رحمه. اعطنی بمسئلتی ایاك جمیع خیرالدنیا و جمیع خیرالاخره واصرف عنی بمسئلتی ایاك جمیع شرالدنیا و شرالاخرة. فانه غیر منقوص ما اعطیت. و زدنی من فضلك یا كریم، یا ذالجلال و الاكرام یا ذالنعماء والجود یا ذا المن و الطول، حرم شیبتی علی النار."برحمتك یا ارحم الراحمین
شرح دعا در ادامه مطلب
وفات اسوه صبر و استقامت خواهر امام حسین (ع) و دخترحضرت علی(ع) و عزیز زهرا (س) حضرت زینب (س) را به شما عاشقان آن حضرت و دوستداران اهل بیت عصمت و طهارت را تسلیت عرض می کنیم .


برگرفته از سایت تبیان